سلام به همه ی شما دوستان و همراهان صمیمی و هوشیار
همتون به این سمینار مجازی خوش آمدید
اگه بخوام اسم تک تک شما عزیزان رو ببرم وقت میبره
ولی با تمام وجودم از همه ی شما عزیزان که توی این بحث مهم و سرنوشت ساز
شرکت کردید تشکر میکنم نظرهمه ی شما دوستان جالب و خوندنی و مهم بود
شما دوستان این موضوع رو از تمام زاوایا عنوان کردید و بعضیاتون هم
روش بحث کردید .واقعا ممنونم
ولی باید بگم فقط تونستم نظر چند تا از دوستان رو مورد بحث قرار بدم و از
بقیه شما عزیزان هم تشکر میکنم . در ضمن این پست و این جمع بندی مهم رو
مدیون آقا سید محمد هستیم و من شخصا ازشون تشکر میکنم ممنونم
جمع بندی کردن بحث چرا والدین بین بچه هاشون فرق میزارن و تبعیض قائل میشن؟
یه جورایی برام سنگین بود ولی بنا به درخواست شما عزیزان
تمام سعیمو کردم که بتونم حق مطلب رو ادا کنم .
به خاطر همین حضورا با چند تا از مادرای گرامی به بحث نشستم
و حرفاشونو با دل و جان گوش کردم و سعی کردم با توجه به نظرات شما عزیزان
و نظر شخصی خودم و همراه با نکته هایی که از این بحث یاد گرفتم یه نتیجه گیری
منطقی و منصفانه داشته باشیم
از خدا میخوام یاریم کنه که بتونم حق مطلب رو ادا کنم
نظرات بعضی دوستان واقعا شفاف و مهم و منطقی بود مثلا نظر سوم شادی جون
و الهام خانم و بهار جون و پریسا جون و اقا سید محمد هاشمی زاده وشمیم عشق
و.اقا محمد.(یه عاشق ).......... قسمتی از نظرات دوستان مثل نظر سوم شادی جون
الهام خانم و آقا سید محمد تقریبا به یک نکته اشاره کردند
الهام خانم میگه:
این خود بچه ها هستن که با نشون دادن توانایی هاشون سطح توقع والدین رو
رقم میزنند تو یه خانواده همه بچه ها مثه هم نیستند ...یکی نیاز به مراقبت
بیشتر داره و دیگری خود (کفاست).
من 100 درصد با گفته ی بجا و منطقی الهام خانم موافقم
و بهش اعتقاد دارم ولی با ید این نکته رو بگم: بازم جایی میمونه که مادر و پدر
بتونن جبران کاستی ها رو بکنن(یعنی یکی دیگه از نیاز های فرزند به اصطلاح
خود کفا رو برآورده کنن و اونو هم از خودشون راضی نگه دارن
البته این بستگی به نکته سنجی و دقت والدین داره و دیگه ما بچه ها در عملکرد نوع
برخورد والدین نقشی رو نداریم
و این نوع عملکرد والدین میتونه بحث های رو و کدورتهایی رو،حتی کینه هایی رو
به دنبال داشته باشه و یا برای همیشه خاطراتی پند اموز و مهم برای بچه ها درحافظه شون
به جا بزاره این عینه واقعیته که متاسفانه والدین هیچ توجه ا ی بهش ندارن و این
بی توجه ای والدین باعث خیلی از کینه ها و دلخوریها میشه
دقیقیا منظور کلی من ازاین بحث یکیش همین نکته هست نمیدونم متوجه منظورم شدید؟
اول از شادی جون تشکر میکنم واقعا سنگ تموم گذاشتن با نظرات ارزشمندشون
ممنونم خانومی
قسمتی از نظر سوم شادی جون
.که میگه.......................................
وقتی ما بزرگ میشیم همه توقعات نسبت به ما یکجور باشه
ایا فهم تو با خواهر و برادرهات یک اندازه هست؟ و توانایی بدنی تو؟؟ و فکر تو؟؟
بله توقعات پدر و مادر از بچه ها با هم فرق میکنه چون بچه ها متفاوت هستند.
معلومه توقع اونها از فرزند عاقل تر و داناتر اینه که شرایط رو بهتر بفهمه
مشکلات رو درک کنه بیشتر به فکر پدر و مادر باشه و از فرزند نادان این توقع نمیره)
اینجا جای بحث داره و باید بگم در اینجا تبعیض قائل شدن و یا بهتر بگم
(تفاوت رفتار و واکنش والدین نسبت به فرزندان) باید خیلی محتاط تر و منصفا نه تر
باشه چرا که فرزند دانا و عاقل هم خودش انسانه و احساس داره و احتیاج به محبت
و مهر والدین و همچنین نیازهای مختلفی داره و چون والدین تشخیص دادن که
اون میتونه خودش مشکلاتشو حل کنه به نظر من اصلا حقش این نیست که رهاش
کنن و تا خودش سردی و گرمی روزگار رو بچشه و بدون حمایت والدین هفت خوان
زندگی رو پشت سر بزاره به هر حال والدین میتونن از جنبه ی دیگه به اون فرزند
( عاقل تر) کمک کنن و زیر پر و با لش رو بگیرن و بتونن جلوی هر نوع کینه و
دلخوری رو بگیرن و حق این فرزند رو هم ادا کنن فقط نوع حمایتشون با هم فرق میکنه
این منصفانه تر نیست ؟تا این که قفط از او توقعات زیاد و بی جا داشته باشن بدون اینکه
همراه و همیار او باشن ؟ این نکته هم مد نظره و از همه نکات مهمتره .
دوستان یه نگاهی هم به نظر بهار جون بکنید ببنید او هم به نظر من از همین گروه بوده
( بچه عاقلتر و دانا تر ) که تونسته توی یه شهر دیگه یه موقعییت دیگه مشکلاتشو
خودش به تنهایی حل کنه البته با هزار و یک مانع ......
ایا حقش تنهایی و غربت و بی کسی است ؟
حالافکر کنم بهتر تونستید منظور منو از نکته بالا متوجه بشید من به شخصه از
بهار جون تشکر میکنم که تمام تمام زندگیشو در چند سطر برامون نوشتند و
تجربه های گرانبها یی رو برام به یادگار گذاشتن .از بهار جون یاد گرفتم
همیشه و در همه ی احوال اعتماد به نفسمو بالا نگه دارم و با تکیه بر قدرت عنایت
خداوند تمام مشکلات رو حل کنم
بهار جون این مطلبت که گفته بودی
از همه ی پدر و مادرای عزیز خواهش میکنم التماستون میکنم
بیشتر به کارایی که میکنید فکر کنید واینو درک کنید که اگه یکی ازبچه ها سکوت کرد
و نسبت به حقش هیچی نگفت به خاطر ترس از خدا و خشم خدا و قهر خداست)
به نظر من این تنها سکوتی ست که جبران ان به دست خدا صورت میگیره تمام
کمبودها و بی مهریها و تنهایی ها رو خدا خودش جبران میکنه و زندگی با تمام هستی
درعالم رو برای چنین انسانی تضمین شده قرار میده چرا؟ چون که اون خودش به
تنهایی با تمام مشکلات با سختی ها دستو پنجه نرم کرد به خاطر اینکه بهترین و
مهمترین قلبها ی زندگیشو رو از خودش راضی نگه داره و و در یه جمله خلاصه
کنم که چنین انسانی تمام سختی های این دنیا رو میخره تا بتونه رضایت پدر مادرشو
داشته باشه و یه جورایی اخرتشو به راحتی این دنیا نفروشه اگر بهار جون به
انحراف کشیده میشد چه بسا افرادی هستن که خطاها و خلافهاشون همه ریشه در
همین کمبود محبت و عاطفه داره و
پریسا جون هم اشاره خوبی به این موضوع کردند
که میگه : این موارد باعث آسیب رسیدن به جامعه هم میشه.چون فرزندانی که در
چنین محیط هایی پرورش داده میشند از لحاظ های عاطفی و محبت کمبود چشمگیری
دارند و برای برطرف کردن این مسئله دست به کارهای ناپسندی می زنند یا در
زندگیشون به مشکلات زیادی برخورد می کنند
حالا شما عزیزان بگید کی جوابگوی این همه بدبختی وتحمل رنج و سختی و
تنهایی و بی کسی ....... میشه ؟ نمیخوام بی انصافی کنم ولی این واقعییات
زندگی ست فقط کافیه یکم به دوربرمون نگاه عمیقتری داشته باشیم و فقط به
موقعییت خودمون نگاه نکنیم
مسئله اینه پس حق و حقوق چنین بچه هایی چی میشه؟ اینجا بهتره به
برای نتیجه گیری بهتر و منطقی تر برید به ادامه ی مطلب
ادامه مطلب